تبلیغات
اخبار - عکس بازیگران - آموزش - مدل لباس - گزارش تصویری: روزی كه تهران تكان خورد

اخبار - عکس بازیگران - آموزش - مدل لباس

یوسف

جستجو

 

گزارش تصویری: روزی كه تهران تكان خورد

پنجشنبه 17 دی 1388   03:45 ق.ظ

گزارش تصویری: روزی كه تهران تكان خورد

ایسنا: " تختی پرچم را به سلماسی داد و خود در صف ایستاد."

49 سال قبل غلامرضا تختی در المپیك 1960 رم شركت كرد و با وجود آنكه قهرمان نشد اما، استقبال بی‌نظیری از او و هم‌تیمی‌هایش صورت گرفت. مردم در آن زمان نشان دادند كه تختی را تنها به خاطر قهرمانی‌هایش دوست نداشتند. اما اوج جوانمردی را تختی در مراسم افتتاحیه معنا كرد، جایی كه رئیس وقت سازمان ترتبیت بدنی پرچم را به او داد ولی تختی به خاطر احترام به جعفر سلماسی كه نخستین مدال آور تاریخ ایران در المپیك بود، پرچم را به سلماسی سپرد.

با توجه به آرشیو محدودی كه در اختیار داشتیم، گوشه‌ای از وقایع المپیك 1960 رم را به قلم نویسندگان آن دوران بازگو می‌كنیم.

*** تختی پرچم را به سلماسی داد و خود در صف ایستاد

*** تختی: از" آلبول" خواهم برد

كیهان ورزشی، هشتم شهریور 1339

گزارش از عطاءالله بهمنش

عطاءالله بهمنش خبرنگار آن زمان روزنامه‌ی كیهان ورزشی كه به المپیك 1960 رم اعزام شده بود، گزارش خود را در مورد مراسم افتتاحیه‌ اینگونه آغاز می‌كند: " امروز همه راه‌ها به استادیوم بزرگ المپیك ختم می‌شود. این راه‌ها كه من می‌گویم و می‌بینم به استادیوم بزرگ و پر اهمیت شهر رم ختم می‌شود، كوره راه نیست، همه شاهراه است. شاهراهی كه ملت‌ها می‌پسندند و كاروان‌های خود را به طرف آن به حركت درمی‌آورند. اگرچه اطمینان دارم كه خبرگزاری‌های بزرگ جهان با صدها وسیله كه در اختیار دارند خیلی زودتر از اینكه گزارش‌های من به تهران برسد، خبر آن را در سراسر جهان پخش می‌كنند و بار شرمساری ما را در برابر مردم كشورمان زیادتر می‌كنند. اما، من وظیفه دارم كه كار خودم را انجام دهم و به سرعت و كندی آن توجه نداشته باشم. چون اگر غیر از این فكر كنم می‌بایست قلم و كاغذ را به گوشه‌ای افكنده و شاهد فعالیت‌های دیگران باشم و این دور از انسانیت است. "

بهمنش در بخشی از مراسم افتتاحیه‌ی المپیك می‌نویسد: «در پیشاپیش همه سلماسی پرچم ایران را حمل می‌كرد و من خیلی از این موضوع تعجب كردم. چون قرار بود كه تختی این وظیفه‌ی بزرگ را برعهده داشته باشد. روز بعد كه تحقیق كردم، معلوم شد كه تختی از روی شرافت و مردانگی و در منتهی بزرگواری این كار را كرده و انتخاب خوبی هم بوده است. زیرا سلماسی نخستین مردی است كه برای ما افتخار بزرگی را در المپیاد 1948 لندن بدست آورده است.»

*** "من و آلبول" به قلم غلامرضا تختی

روزنامه‌ی كیهان ورزشی در همان شماره مطلبی را به قلم تختی منتشر كرده است.

تختی نوشته بود: " آلبول 22 ساله كه امروز تمام ملت‌ها او را رقیب من می‌شناسند، از آن وحشت متولد شده است. وقتی در صوفیه به او باختم، او چشمان سبزش را به من نشان داد و گفت: «ببین هیچ تفاوتی نكرده عینا مثل مسكو و تهران است.» این تنها مطلب او بود. تنها جنبشی بود كه فك‌های خسته‌ی او در آن هنگام كرد و فردای آن روز زمانی كه برای ملاقات با او به اتاق اسرارآمیز شوروی‌ها كه در طبقه‌ی پنجم هتل بالكان جای داشت، رفتم آلبول وقتی مرا دید تمام لباس‌هایش را پوشید. یك ربع ساعت بین او و بالاوادزه نشستم. در این وقت كم ما دوستان صمیمی هم شدیم و از تهران و مسكو صحبت كردیم. من و او فقط در یك مورد شبیه هم بودیم و از جهات دیگر تمایز ما از هر جهت به چشم می‌خورد. او 22 سال دارد اما، سال گذشته برای من 29 شمع خاموش كردند. تنها چیزی كه ما هر دو در آن شریكیم این است كه هردویمان مدال طلا داریم. این تنها خاطره‌ی من از چهار سال آشنایی با این رقیب جوان روسی بود. ما جنگ مهیبی در پیش داریم و جدال سهمگین‌تری در انتظار من است. اگر من به قصد مساوی كردن با آلبول به میدان بیایم، یقینا به او نمی‌بازم. مساوی كردن با او مسلما آسان‌تر از یك كیلومتر كوهنوردی است. همه‌ی ما به این نكته‌ها ایمان داریم؛ اشتباهات مكرر كه فقط از عصبانیت من سرچشمه می‌گیرد، تكرار نگردد.

او كشتی‌گیر جوان و فوق‌العاده با قدرتی است. نیرویش تازه است اما، این دلیل آن نیست او بر من پیروز شود. اگر اشتباه، (ببخشید گناه نكنم) و خردمندانه با او روبرو گردم قدرتم، تجربه‌ام و بالاخره آنچه كه شما در وجودم حس می‌كنید و من هم فاقد آن نیستم به من اجازه نمی‌دهد كه بگویم موفق نمی‌شوم.

** ورزش ایران عزادار شد، تختی مدال نقره گرفت

تختی بدون اینكه با آلبول روبه‌رو شود مقامش را به "آتلی" داد.

كیهان ورزشی، 16 شهریور 1339

كشتی تختی و آتلی: عصمت آتلی در آخرین دوره‌ی وزن هفتم با غلامرضا تختی از ایران كه صاحب مدال طلای المپیك ملبورن بود، نتیجه‌ی درخشانی بدست آورد. كشتی این دو نفر تا دقیقه‌ی هشتم به طور مساوی پیش می‌رفت. دو كشتی‌گیر هر كدام به نوبت از یكدیگر كار می‌گرفتند. در دو دقیقه‌ی آخر آتلی بدون انقطاع به حمله پرداخته و جدا قهرمان ایرانی را تهدید می‌كرد. قهرمان ایرانی كه خسته به نظر می‌رسد از آن پس كوشش داشت كه خود را از مبارزه دور نگه دارد. با پیروزی آتلی، تیم تركیه چهارمین عنوان المپیك و مدال طلا را بدست آورد.

** به خاطر اینكه تختی نگرید، بخندیم

ترك‌ها بی‌شرمانه مدال‌های طلای سیف‌پور و تختی را غصب كردند

جشن را در خیابان‌ها بگیریم و به استقبال او و همراهنش برویم

كیهان ورزشی، یكشنبه 20 شهریور 1339

" هنگامی كه تختی قهرمان محبوب و ملی ما باخت، همه‌ی دل‌ها شكست و همه‌ی ما به خاطر او اشك ریختیم. اما، زمانی كه همین تختی به خاطر موفقیت و افتخار تلاش می‌كرد و بسان شمعی می‌سوخت و آب می‌شد چنانكه باید و شاید یاری‌اش نكردیم. بیایید قبول كنیم كه ما هرگز قهرمانان میهن خود را بدان سان كه سایر مردم دنیا تشویق می‌كنند، نكرده‌ایم و این است آن حقیقت بزرگی كه انكار آن مشكل است.

بیایید وظیفه‌ای كه را كه تاكنون از انجام آن غافل مانده و طفره رفته‌ایم، به نحو احسن انجام دهیم. تختی را با آغوش باز بپذیریم و با غمخواری‌های صمیمانه خویش گرد اندوه از چهره‌اش بزداییم. تختی برای همیشه همان قهرمان محبوب و ارزنده است. سایر قهرمانان ایرانی كه در میدان المپیك به خاطر افتخار و پیروزی ما تلاش كردند، در قلب همه‌ی ما جای دارند و ما این حقیقت را ساعت شش بامداد روز جمعه (روز بازگشت قهرمانان به وطن) به دنیا ثابت می‌كنیم."

تیتر كیهان ورزشی، 17 شهریور 1339

*** غلامرضا تختی همیشه محبوب خواهد ماند

شكست تیم كشتی قلب تمام مردم ایران را جریحه‌دار كرد

تیتر كیهان ورزشی، 19 شهریور 1339

*** ملت به اندازه‌ی خود تختی غمگین است


*** روزی كه تهران تكان خورد

مردم قهرمانان محبوب ما را گلباران كردند

نشریه‌ی تربیت بدنی، اول مهر ماه 1339

" آنها در انتظار قهرمانان محبوب ایران بودند. قهرمانانی كه در المپیك رم شركت ورزیدند و اكنون به خاك میهن بازمی‌گشتند. آن روز، روز جمعه 25 شهریور ماه بازار گل‌فروشی‌های تهران رونق گرفته بود. گل‌های چند مغازه‌ی گل فروشی به كلی به پایان رسید. در همه جای فرودگاه مهرآباد تاج‌های گل، حلقه‌های گل و دسته‌های گل در كنار پیشواز كنندگان دیده می‌شود و عطری ملایم و دلنواز در فضا موج می‌زند. برای آنها باخت قهرمانان عزیز ایران مهم نبود، آنها میدانستند كه این قهرمانان دلاور وطن ما با اراده ایی تزلزل ناپذیر در مسابقه های آینده شركت خواهند كرد و باز هم برای خود و كشورشان پیروزی های افتخارانگیزی بدست خواهند آورد. "


تختی پس از این كه در مسابقات جهانی 1951 و المپیك 1952 مدال نقره گرفته بود، در سال های 1956 در المپیك ملبورن و همچنین مسابقات جهانی 1959 تهران قهرمان شده بود و در حالی در المپیك 1960 رم دوم شد كه مردم چند سال شكست او را ندیده بودند ولی با این حال استقبال با شكوهی از او كردند.


تختی سال بعد در مسابقات جهانی 1961 یوكوماها بار دیگر قهرمان جهان شد. وی در مسابقات جهانی 1962 مدال نقره گرفت و در المپیك 1964 توكیو به رغم سن بالا(34 سالگی) و آمادگی كم، به خواست مردم به میدان رفت و بدون توجه به شكست احتمالی با رقیبان جوان و نامدارش مانند الكساندر مدوید و احمد آئیك نبرد كرد و در نهایت در رده چهارم المپیك قرار گرفت.

تختی از لحاظ تعداد مدال جهانی و المپیك (7 مدال) و استمرار مدال آوری ( 11 سال) در تاریخ ورزش ایران ركورددار است.


نوشته شده توسط : یوسف